تبلیغات
مشق مهربانی - بابای کربلایی
مشق مهربانی

من تشنه توام              ای چشمه خدایی

سرگشته توام                 بابای كربلایی

************

تنها نشسته‌ام غمگین و بی نوا

در غربتی غریب بی‌یار و آشنا

در هاله‌ای ز غم مبهوت و بی‌صدا

بابا بیا كه تا یابم ز غم رهایی

من تشنه‌‌ی توام              ای ‌چشمه خدایی

************

در انتظار تو بابا نشسته‌ام

چون مرغكی اسیر و پر شكسته‌ام

از فرط تشنگی تبدار و خسته‌ام

تنها تویی كه بر زخم دلم دوایی

سرگشته‌ی توام               بابای كربلایی

************

با كعب نیزه‌ها ما را كتك زدند

بر قلب زخمی عمه نمك زدند

گویی به صورت یاس فدك زدند

در این هراس‌ و ترس بابای من كجایی

من تشنه‌ی توام              ای چشمه خدایی

************

هر گوش پاره‌ای را گوشواره بود

هر كس ز دست ما یك چیز می‌ربود

رویم چو مادرت بابا شده كبود

با این مصیبت عظمی تو آشنایی

سرگشته توام                  بابای كربلایی

************

شد سوخته خیام در آتش جفا

عموی ما كجاست آن یار  با وفا

دارند می‌برند ما را ز كربلا

آیا تو همسفر با كاروان مایی

من تشنه توام                 ای چشمه خدایی

************

رأست به روی نی بابا شده علم

گردیده آتشی بر پا در این دلم

افتاده‌ام پدر از روی محملم

بهر سكینه‌ات بابا بخوان دعایی

سرگشته‌ی توام                بابای كربلایی

************

 

محمد عطارروشن       

 




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23 مهر 1392 توسط محمد عطارروشن

قالب وبلاگ