تبلیغات
مشق مهربانی - غریبی چه سخت است
مشق مهربانی

حسینم زجا خیز  شدم زار و تنها ،  

 غریبی چه سخت است

***************

شدم بی برادر ، در این دار دنیا ، 

 غریبی چه سخت است 

**************

تو بودی تمام امیدم برادر

شدی غرق خون از چه ای جان خواهر

نظر کن دمی بر من زار و مضطر 

غریبی چه سخت است

**************

در اینجا نشانی ز گلها نمانده

عدو تیر غصه به قلبم

گلستان مارا به آتش کشانده

غریبی چه سخت است

************** 

چه شبها کنارت غم دل زدودم 

برایت گل من چو پروانه بودم

 همچو مادر ، چو یاسی کبودم

 غریبی چه سخت است

 ***************

عدو تازیانه زده بر سکینه

همان یاس کوچک گل بی قرینه

صدای فغانش رسد تا مدینه

غریبی چه سخت است

***************

سرت را چو از تن به خنجر بریدند

به روی تن تو چو اسبان دویدند

در آن لحظه قلب مرا هم دریدند

غریبی چه سخت است




نوشته شده در تاریخ شنبه 3 دی 1390 توسط محمد عطارروشن

قالب وبلاگ