تبلیغات
مشق مهربانی - تقدیم به ساحت مقدس حضرت علی (ع)
مشق مهربانی

       می دید زینب، از كوچه آمد با فرق خونین یك لاله پرپر

          با دیده‌ی تر می‌دوخت زینب یك چشم بر در یك چشم بر سر

یك باره خون شد چشمان زینب در آینه‌ی فرقی ز خون تر

می سوخت بابا هر لحظه چون شمع می‌زد به دورش پروانه ای پر

چشمان بابا می‌رفت در خواب زینب نشسته بیدار و مضطر

می گفت زینب بابا سخن گو  صد راز می‌گفت بابا به دختر

با دستمالی فرقش ببسته گشته پرستار او جای مادر

یك لحظه طوفان شد قلب زینب وقتی حسن زد بر سینه و سر

لرزید عالم از آه زینب  مدهوش گردید از سوگ حیدر


محمد عطارروشن 20 رمضان 1391 شمسی 




نوشته شده در تاریخ جمعه 20 مرداد 1391 توسط محمد عطارروشن

قالب وبلاگ